خرید بک لینک
بسم الله الرحمن الرحیم...     لا اله الا اللهخدا را به خاطر اینکه به من زندگی  را ارزانی داد سپاسگذارم  :مرا آفرید آنکه دوستم داشت ...آرزویی در سر نمی شکفد جز آنکه توان برآورده شدنش نیز به تو ارزانی شده باشد!!!!!!!!!!به احترام پدر و معلمت از جا به پا خیز ... هر چند فرمانروا باشی- حضرت علی ع / غررالحکم- حکمت2341ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست///////عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد   حافظ؟؟؟؟؟  reyhane_sr  ؟؟؟؟؟من نشانی های خود را میدهم یک نفر باید مرا باور کندsaber_0111@yahoo.comخدا نگهدارتانفروردین1399 علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازهٔ دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد. ناپلئون بناپارت . . セイバ 薩利赫我Ň . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: پنجشنبه 19 بهمن 1402 ساعت: 13:42

همه می دانند؛من سال هاست چشم به راه کسیسرم به کار کلمات خودم گرم است...تو را به اسم آب؛تو را به روح روشن دریا؛به دیدنم بیا !مقابلم بنشین.بگذار آفتاب از کنار چشمهای کهن سال من بگذرد...من به یک نفر،از فهم اعتماد محتاجم.من از این همه نگفتن بی تو خسته ام!خرابم !ویرانم ! + نوشته شده در دوشنبه ۸ آبان ۱۴۰۲ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: چهارشنبه 17 آبان 1402 ساعت: 14:29

شبی که از ذوق فرداش خوابت نبره، از خود فرداش هم قشنگتره !

براتون همچنین شبی رو آرزو میکنم

+ نوشته شده در جمعه ۱۴ مهر ۱۴۰۲ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: پنجشنبه 4 آبان 1402 ساعت: 19:40

لطفا پشت شیشه مغازه هاتون ننویسید «به یک کارگر ساده نیازمندیم». اگر کارتون سادهست و چیز خاصی نداره خب خودتون انجامش بدید. اگر نمیتونید انجامش بدید یعنی ساده نیست. گذاشتن «ساده» بعد از «کارگر» یعنی دارید از اول بهش میگید کار خاصی نمیکنی و پول چندانی هم قرار نیست بگیری. به زحمت آدما احترام بگذاریم . + نوشته شده در شنبه ۹ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: شنبه 31 تير 1402 ساعت: 20:07

طلا را به وسیله آتش....زن را به وسیله طلا ....و مرد را به وسیله زن امتحان کنید

+ نوشته شده در سه شنبه ۵ اردیبهشت ۱۴۰۲ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1402 ساعت: 16:23

یارو زبونش میگرفته ، میره داروخونه میگه: آقا دیب داری؟کارمند داروخونه میگه: دیب دیگه چیه؟یارو جواب میده: دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره.کارمنده میگه: ولله ما تا حالا دیب نشنیدیم - چی هست این دیب ؟!یارو میگه: بابا دیب ، دیبطرف میبینه نمیفهمه ، میره به رئیس داروخونه میگه - اون میاد میپرسه: چی میخوای عزیزم ؟!یارو میگه: دیب!رئیس میپرسه: دیب دیگه چیه؟!یارو میگه: بابا دیب دیگه - این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره.رئیس داروخونه میگه: تو مطمئنی که اسمش دیبه؟!یارو میگه: آره بابا - خودم دائم مصرف دارم، شما نمیدونید دیب چیه؟رئیس هم هر کاری میکنه ، نمیتونه سر در بیاره و کلافه میشه ... یکی از کارمندای داروخونه برای خود شیرینی، میاد جلو و میگه: یکی از بچههای داروخونه مثل همین آقا زبونش میگیره، فکر کنم بفهمه این چی میخواد - اما الان شیفتش نیست.رئیس داروخونه که خیلی مشتاق شده بود بفهمه دیب چیه ، گفت: اشکال نداره - یکی بره دنبالش، سریع برش داره بیارتش.میرن اون کارمنده رو میارن - وقتی میرسه، از یارو میپرسه: چی میخوای؟!یارو میگه: دیب!کارمنده میگه: دیب؟!یارو: آرهکارمنه میگه: که این ورش دیب داره ، اون ورش دیب داره؟!یارو: آرهکارمند: داریم! چطور نفهمیدن تو چی میخوای؟!همه خیلی خوشحال شدن که بالاخره فهمیدن یارو چی میخواد - کارمنده سریع میره توی انبار و دیب رو میذاره توی یه پلاستیک مشکی و میاره میده به یارو و اونم میره پی کارش.همه جمع میشن دور اون کارمند و با کنجکاوی میپرسن: چی میخواست این?!کارمنده میگه: دیب!میپرسن: دیب؟دیب دیگه چیه؟!میگه: بابا همون که این ورش دیب داره، اون ورش دیب داره!رئیس شاکی میشه و میگه: اینجوری فایده نداره - برو ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: پنجشنبه 7 ارديبهشت 1402 ساعت: 16:23

اكثر انسانها حتی جسارت دور ريختن لباسهايی كه مدتهاست بدون استفاده در كمدهايشان آويخته شده را ندارند

لطفا ادای روشنفکر ها رو در نیارید

سرانه مطالعه تو کشور ما برای هر نفر به یک دقیقه هم نمیرسه

این همه روشنفکر از کجا اومدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 14:24

اولین کسی که بعد از زلزله بهش زنگ میزنید دقیقا همونی هست که بخاطرش زنده اید...

+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ دی ۱۴۰۱ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: شنبه 1 بهمن 1401 ساعت: 14:24

تو کتاب کمدی الهی؛(دانته )که یکی از شاهکارهای ادبی جهانه، در توصیف "جهنم"میگه:«روی تابلوی ورودی دوزخ نوشته بودند، ای آنکه بدین مکان وارد می شوی، از هر امیدی دست بکش!»جهنم واقعی اون موقعست که تو هیچ امیدی و آرزوی برای ادامه دادن نداری، ولی اگه یه چیزی تو قلبت یا توی ذهنت هست که تو لحظه ی بهش فکر می کنی و براش می جنگی یعنی زنده ای، یعنی هنوز راهی وجود داره..! + نوشته شده در جمعه ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: پنجشنبه 7 مهر 1401 ساعت: 23:21

هر جلوهی زیباناخودآگاه مرا یاد تو میاندازدو لاجرم مرا با خود به اوج میبردسرنگون میسازدمیخنداند و میگریاند!ای کاش لااقل دستم را میگرفتیتا حرارت عشقم را درک کنی!گرچه میدانم هرگز نمیفهمی چقدر دوستت داشتم و مشکل من این روزها همین است #نزار_قبانی + نوشته شده در جمعه ۱۱ شهریور ۱۴۰۱ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: پنجشنبه 7 مهر 1401 ساعت: 23:21

فراموش کردن آن که دوستش داریمثل این است که شبیفراموش کنی چراغ حیاط خلوت را خاموش کنیتمام روز بعد چراغ روشن استو نور خورشیدمانع از آن که بفهمی ...اما همین که شب فرا می رسدتاریکیتو را وا می دارد به یادآوری ...یهودا آمی چای@zemestaaan + نوشته شده در چهارشنبه ۴ خرداد ۱۴۰۱ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: دوشنبه 9 خرداد 1401 ساعت: 0:26

بسم الله الرحمن الرحیم... لا اله الا اللهخدا را به خاطر اینکه به من زندگی را ارزانی داد سپاسگذارم :مرا آفرید آنکه دوستم داشت ...آرزویی در سر نمی شکفد جز آنکه توان برآورده شدنش نیز به تو ارزانی شده باشد!!!!!!!!!!به احترام پدر و معلمت از جا به پا خیز ... هر چند فرمانروا باشی- حضرت علی ع / غررالحکم- حکمت2341ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست///////عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد حافظ؟؟؟؟؟ reyhane_sr ؟؟؟؟؟يسأله من في السماوات والأرض """كل يوم هو في شأن"من نشانی های خود را میدهم یک نفر باید مرا باور کندsaber_0111@yahoo.comخدا نگهدارتانفروردین1399 علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست تصور کن اگر قرار بود هر کس به اندازهٔ دانش خود حرف بزند چه سکوتی بر دنیا حاکم میشد. ناپلئون بناپارت . . セイバ 薩利赫我Ň . ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: پنجشنبه 14 بهمن 1400 ساعت: 12:45

من از اون سالی که وارد بلاگفا شدم حدود بیست سال میگذره

چندین سایت طراحی کردم ولی هنوز این بلاگفا نتونسته یه فضایی بابت عکس به کاربرانش بده

جالبه اون زمان جز پیشرفته ترین ها بود و میتونست الان یکی از بزرگترین های ایران باشه

+ نوشته شده در شنبه ۲۹ آبان ۱۴۰۰ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: پنجشنبه 14 بهمن 1400 ساعت: 12:45

مرا دوست بدار ...!!!ناهار را خورده ایم و زیر آفتاب کم جان آبان دراز کشیده ایم،حرف می زنیم و می خندیم و زندگی زیباتر از همیشه است...برایم " اون دو تا مست چشات " را می خوانی و فرو می رویم در لذت...اما.ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: شنبه 1 آذر 1399 ساعت: 14:41

اولین کسی که وقت زلزله، بیش از خودتان به فکر نجاتش هستید یا در حال گرفتن شماره اش
 

؛ همان کسی است که بخاطرش زنده اید !

+ نوشته شده در جمعه ۲۳ خرداد ۱۳۹۹ ساعت توسط صابر صالحیان متی کلایی  | 

برچسب: نویسنده: نیکی نجفی تاريخ: شنبه 1 آذر 1399 ساعت: 14:41

صفحه بندی